نامه های پست نشده
مهتابي اتاقم صاعقه مي زند و چشمانم باران مي بارند ، بهاري ! دستي تکان مي دهي از سر عادت و شايد کمي اجباري . به سلامت اما . . . اين گونه خداحافظي نمي کنند . . . التماس دعا . پ . ن : همین حالا !
اومدم خداحافظي . نمي دونم تا کي . . . شايد واسه هميشه . . .
يا علي !.jpg)
خداحافظ
نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم مرداد 1388ساعت
1:48 توسط سیما|


